322
در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.
وقتی نت بین الملل شد و ب اینجا و اینستا و تل دسترسی نداشتم. طاقچه رو نصب کردم و کتاب خوندم. اون انگشتی ک همیشه ناخودآگاه میرفت سمت اینستا دیگ میرفت سمت طاقچه. کتابایی ک توی این مدت خوندم اینا بودن:
۱. تکبر پنهان : عجیب ولی لازم بود! این کتاب رو از روی سخنرانی های حاجآقا پناهیان نوشته بودن. کلا اینجور کتابایی ک از روی سخنرانی ها نوشته میشه خیلی نسبت به خود سخنرانی بهتره چون منبع و روایات مربوطه رو توی پاورقی مشخص میکنن و آدم متوجه میشه منظور سخنران چی بوده. و اما درباره متن باید بگم واقعا نیاز داشتم همچین چیزایی رو بدونم تا بتونم احساسات و احوال خودم رو دقیق تر بررسی کنم و تصمیم بگیرم چه زمانی چه کاری رو انجام بدم. قبلا از استاد پناهیان کتاب «چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟» رو خونده بودم و حتی از این کتاب «تکبر پنهان» هم بیشتر دوستش داشتم.
۲. برنامهریزی به روش بولت ژورنال: از بعد کنکورم توی سال های مختلف روش های برنامهریزی مختلفی رو امتحان میکردم که هر کدومش یه چالش ها و مزایایی داشت. این کتاب رو هم که خوندم کنار اون تجربه هایی که داشتم به یه روش معقول تری برای کنترل کردن کارهام رسیدم. خیلی کتاب خوب و کاربردیایه. بعد یه جوری هم خوندمش که دقیقا قبل ۱ فروردین تموم شد و میتونستم توی سال جدید و یه روش جدید برای برنامهریزی بکار بگیرم.

۳. دختری با گوشوارههای مرواریدی: یه رمان فیکشن درباره اون تابلوی نقاشی معروفه که یه دختر ک یه سربند آبی داره برگشته و داره نگاه میکنه و توی گوشش گوشواره مرواریده. در واقعیت کسی نمیدونه قصه پشت این تابلو چی بوده پس نویسنده اومده یه داستانی براش نوشته. مثلا اون دختره باباش کور میشه و دیگ نمیتونه کار کنه بخاطر همین دختر بزرگشونو میفرستن به عنوان کلفت توی خونه یه نقاش معروف، ک البته متاهله و چن تا بچه داره، کار کنه. این وسط این دختره عاشق این نقاشه میشه و نقاشه هم کمکم یه علامت هایی نشون میده ک از این دختره خوشش میاد. قصابی ک برای خانواده نقاشه گوشت میاورده هم از این دختره خوشش میاد و از دختره خواستگاری میکنه. این نقاشه یه مشتری پولدار هم داشته ک همسن بابای دختره بوده ولی بشدت هول تشریف داشته و خیلی دختره رو اذیت میکرده. خلاصه ک نقاشه آخر مجبور میشه برا اون مشتری هوله عکس دختره رو بکشه تا یه ذره دست از سر دختره برداره...
۴. یکی از ما دروغ میگوید: یه رمان جناییه ک از زبون ۴تا شخصیت داستان رو تعریف میکنه. ۴تا دانش آموزی ک مظنون ب قتل همکلاسیشون هستن. این وسط خیلی از رازها برملا میشه و خیلی از رابطهها هم از بین میره یا یه سری آدما بهم میرسن. کتاب قشنگی بود. برای تایم پر کردن خوب بود.
۵. یکی از ما نفر بعدی است: ادامه رمان قبلی است ولی این بار یه قتل دیگ اتفاق میوفته و یه سری دانشآموز دیگ درگیر ماجرا میشن. بنظرم این داستان قوی تر از جلد قبلی نوشته شده بود و پلات توییستش بالاتر بود.
۶. راز بین دو نفر: اینم یه رمان جنایی دیگ از نویسنده رمانهای بالاس. فضای داستان کلا با اون دوتای قبلی فرق داشت ولی بازهم نویسنده خیلی قشنگ تونست مسیر داستان رو جلو ببره و مغز خواننده رو بازی بده
۷. شیخ رجبعلی خیاط: کتابش انگار ساده شده «کیمیای محبت» عه و اینقد دوس داشتم ک رفتم کیمیای محبت رو هم خریدم. چقد شخصیت های بزرگ و ملیحی توی عصر ما زندگی می کنند ک لازمه بشناسیمشون و ازشون یادبگیریم...
۸. یک عاشقانه آرام: وای! نادر ابراهیمی رو تا آخر دنیا از شیرکاکائو بیشتر دوسش دارم! قلمش فوق العادس، دیدش نسبت به دنیا بینظیره، طریقه به قلم جاری کردن حرفای دلش محشره. من اولش ک اسم کتاب رو دیدم فکر کردم قراره با یه زندگی خیلی آروم یه زوج طرف بشم ولی داستان یه زندگی پرتلاطم رو توی روزگار پر از آشوب پهلوی به تصویر میکشه که بطرز عجیبی تو میتونی آرامش حاصل از عشق بین این زوج رو حس کنی. انگار ن انگار که دنیای بیرونشون چ خبره...
وقتی زمانم رو بجای اینستا چرخیدن صرف کتاب خوندن کردم، این کتابا خونده شدن و من به اندازه ۸تا کتاب آگاهتر و با تجربهترم. دیگه نمیخوام اون روزای سیاه اکسپلورگردی برام برگرده.
برچسب:
نویسنده: lilinili2000